اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «پرچم» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
روزهای گذشته فیلمی از نصف جهان – ملقب به اصفهان – منتشر شد که یک راننده فداکار تاکسی، یک خانم را گذاشته روی شیشه جلو و گازش را گرفته و دارد میرود. دیروز هم معاون شهردار اصفهان گفت چیز خاصی نبوده و اون خانومه، همسر راننده بود. راننده با همسرش اختلاف نظر داشته و سعی کرده با نشاندن همسرش روی شیشه جلو به نحوی که او از آنتن آویزان شود تا نیفتد، مشکلشان را حل کند.
عیبی هم ندارد. ما دیروز رفتیم تاکسی سوار شویم و از بد حادثه خوردیم به همین راننده مذکور و سر کرایه تاکسی که او پانصد تومان بیشتر میخواست دچار مشکل شدیم. بعد آقای راننده برای حل مشکل پیشآمده با نشان دادن شیشه جلو گفت خودت با زبان خوش بشین روش.
وقتی گفتوگو منطقی باشد آدم مجاب میشد. ما هم که آدم منطقی، سریع مجاب شدیم و از ماشین پیاده شدیم و رفتیم نشستیم روش.
راننده محترم گازش را گرفت و ما از علمک آنتن آویزان شده بودیم و همچون پرچم در باد به اهتزاز درآمدیم. در همین وانفسا یکی از خوانندگان وبلاگ ما را شناخت و داد زد: دمت گرم سانتیاگو... پرچم بالاست...
ما هم همانطور که پرچم شده بودیم و پرچممان بالا بود فریاد زدیم: ای ول....
در همین وانفسا راننده محترم سرش را از پنجره درآورد و گفت: نه داداش... پرچمش کجا بالا بود؟ دارم بادش میدم خشک شه... و بعد قاه قاه خندید و برای این که «به هم نخندیم با هم بخندیم» برفپاککن را زد تا من هم خندهام بگیرد. حالا شما تصور کن من روی شیشه جلو، آویزان از علمک آنتن، برفپاککن هم هی از چپ و راست میخورد توی پک و پهلومان. واقعا که خندهدار بود.
بعد از این اتفاقات، زنان سرزمین من نیز با تجمع جلوی اداره تاکسیرانی از این اقدام شکوهمند راننده مذکور تشکر کردند و با ذکر این نکته که «هیچجای دنیا هیچ مردی تا حالا زنش را هوا نکرده بود. مثلا خانوم انوشه انصاری ممکن است رفته باشد فضا، اما آنطور که باید هوا نشده است.» و بعد از کمیته نوبل خواستند نوبل صلح را از شیرین بگیرد و بدهد به این آقای راننده. چرا؟ چون در جامعهای که زنها در جامعه نقش فرعی دارند و دیده نمیشوند و دولتها هم به زنها در ویترین مدیریتی نقش نمیدهند، این مرد فداکار اصفهانی به بهترین و کاملترین و جامعترین شکل همسرش را نه تنها در بستر جامعه که در آسمان جامعه به نمایش گذاشته است.
البته اداره راهنمایی و رانندگی سریع وارد عمل شد و دیروز مصوب کرد با توجه به فرهنگ ایرانی، آویزان کردن زنان در بیرون ماشین ممنوع است مگر اینکه مشکل خانوادگی باشد و شوهر بخواهد مشکلش را با همسرش حل کند.
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی