تاوان

متن مرتبط با «قهوه ترك» در سایت تاوان نوشته شده است

قهوه

  • نیلوبلاگ

    میز کوچکی دو نفره با پارچه ی چهارخونه ی قرمز!فکرش را بکن، خوب نمی شد؟کنار پنجره ای رو به خیابانی آبی،و دو فنجان که همیشه روی آن بود،شب هایی که باران می آمد می نشستیم، قهوه ای می خوردیم و من هزار سال برایت داستان می گفتم.اما بهتر است قهوه را خودت دم کنی،من را که می شناسی، متخصص سر دادن قهوه ام، حواس درست و حسابی ندارم، تا به خودم می آیم همه چیز از دست رفته،مثل قهوه هایم، مثل قطارهایی که جا می مانم، مثل تو!و حالا به خودم آمده ام...تو نیستی، خیابان آبی نیست، باران نمی بارد ولی من...هزار سال است که ...

    ادامه مطلب